فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 67
يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست ، جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است ، تا در آغوش که مي خسبد و همخانه کيست باده لعل لبش کز لب من دور مباد ، راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو ، بازپرسيد خدا را که به پروانه کيست مي دهد هر کسش افسوني و معلوم نشد ، که دل نازک او مايل افسانه کيست يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين ، در يکتاي که و گوهر يک دانه کيست
گفتم آه از دل ديوانه حافظ بي تو
،
زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست
تعبیر:
آرزوی رسیدن به مقصود را داری و رسیدن به آن را سخت و دشوار می دانی. نا امید نباش. با کمی صبر و تحمل به مقصود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 462
يا مبسما يحاکي درجا من اللالي ، يا رب چه درخور آمد گردش خط هلالي حالي خيال وصلت خوش مي دهد فريبم ، تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالي مي ده که گر چه گشتم نامه سياه عالم ، نوميد کي توان بود از لطف لايزالي ساقي بيار جامي و از خلوتم برون کش ، تا در به در بگردم قلاش و لاابالي از چار چيز مگذر گر عاقلي و زيرک ، امن و شراب بي غش معشوق و جاي خالي چون نيست نقش دوران در هيچ حال ثابت ، حافظ مکن شکايت تا مي خوريم حالي صافيست جام خاطر در دور آصف عهد ، قم فاسقني رحيقا اصفي من الزلال الملک قد تباهي من جده و جده ، يا رب که جاودان باد اين قدر و اين معالي
مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت
،
برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالي
تعبیر:
از شکست ها، ناامید و مأیوس نباش. غم و حسرت بر ایام گذشته دردی را از تو دوا نمی کند. شادمان باش و به خداوند توکل کن و کارها را سخت نگیر تا جهان بر تو سخت نگیرد. انسان دو بار متولد نمی شود پس لحظات عمر را غنیمت بدان و از آن لذت ببر.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 171
دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد ، کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب ديده گل کن ، ويرانسراي دل را گاه عمارت آمد اين شرح بي نهايت کز زلف يار گفتند ، حرفيست از هزاران کاندر عبارت آمد عيبم بپوش زنهار اي خرقه مي آلود ، کان پاک پاکدامن بهر زيارت آمد امروز جاي هر کس پيدا شود ز خوبان ، کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است ، همت نگر که موري با آن حقارت آمد از چشم شوخش اي دل ايمان خود نگه دار ، کان جادوي کمانکش بر عزم غارت آمد آلوده اي تو حافظ فيضي ز شاه درخواه ، کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد
درياست مجلس او درياب وقت و در ياب
،
هان اي زيان رسيده وقت تجارت آمد
تعبیر:
بخت و اقبال به تو روی خواهد آورد. غم و غصه و رنج ها به پایان خواهد رسید. در امر ازدواج موفق هستی. قدر دوستان و اطرافیانت را بدان. از لحظه های زندگی لذت ببر.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 184
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند ، گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت ، با من راه نشين باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشيد ، قرعه کار به نام من ديوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد ، صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند آتش آن نيست که از شعله او خندد شمع ، آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
،
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
تعبیر:
مشکلی که برایت پیش آمده به زودی برطرف می شود. چشم خود را باز کن و از فرصت ها استفاده کن. بیهوده برای خود گرفتاری و مشکل درست نکن.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 188
مرا به رندي و عشق آن فضول عيب کند ، که اعتراض بر اسرار علم غيب کند کمال سر محبت ببين نه نقص گناه ، که هر که بي هنر افتد نظر به عيب کند ز عطر حور بهشت آن نفس برآيد بوي ، که خاک ميکده ما عبير جيب کند چنان زند ره اسلام غمزه ساقي ، که اجتناب ز صهبا مگر صهيب کند کليد گنج سعادت قبول اهل دل است ، مباد آن که در اين نکته شک و ريب کند شبان وادي ايمن گهي رسد به مراد ، که چند سال به جان خدمت شعيب کند
ز ديده خون بچکاند فسانه حافظ
،
چو ياد وقت زمان شباب و شيب کند
تعبیر:
تا زمانی که اراده ی خود را محکم نکنی به مقصود نخواهی رسید. امید به خداوند تو را یاری خواهد کرد. شک و تردید را از دل خود بیرون کن. هرچه پیش آید خیر تو در آن است.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 216
آن يار کز او خانه ما جاي پري بود ، سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود دل گفت فروکش کنم اين شهر به بويش ، بيچاره ندانست که يارش سفري بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد ، تا بود فلک شيوه او پرده دري بود منظور خردمند من آن ماه که او را ، با حسن ادب شيوه صاحب نظري بود از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد ، آري چه کنم دولت دور قمري بود عذري بنه اي دل که تو درويشي و او را ، در مملکت حسن سر تاجوري بود اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ، باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرين ، افسوس که آن گنج روان رهگذري بود خود را بکش اي بلبل از اين رشک که گل را ، با باد صبا وقت سحر جلوه گري بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
،
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
تعبیر:
از آرزو و هدف خود دور افتاده ای. از دوست عزیز خود دور مانده ای و آرزوی دیدن او را داری. نا امید نباش. باز هم می توانی با صداقت و صمیمیت و دعا، شاهد مقصود را در بر گیری.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 464
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالي ، خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالي در وهم مي نگنجد کاندر تصور عقل ، آيد به هيچ معني زين خوبتر مثالي شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را ، هرگز به عمر روزي روزي شود وصالي آن دم که با تو باشم يک سال هست روزي ، وان دم که بي تو باشم يک لحظه هست سالي چون من خيال رويت جانا به خواب بينم ، کز خواب مي نبيند چشمم بجز خيالي رحم آر بر دل من کز مهر روي خوبت ، شد شخص ناتوانم باريک چون هلالي
حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهي
،
زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالي
تعبیر:
به هدف و آرزوی خود می رسی. البته بدون سعی و تلاش این مقصود حاصل نمی شود. بخت و اقبال همراه تو هستند. بهتر است که فرصت ها را غنیمت بدانی و همه ی سعی و تلاش خود را در راه رسیدن به هدف بکنی. به خداوند توکل داشته باش.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 37
بيا که قصر امل سخت سست بنيادست ، بيار باده که بنياد عمر بر بادست غلام همت آنم که زير چرخ کبود ، ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب ، سروش عالم غيبم چه مژده ها دادست که اي بلندنظر شاهباز سدره نشين ، نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير ، ندانمت که در اين دامگه چه افتادست نصيحتي کنمت ياد گير و در عمل آر ، که اين حديث ز پير طريقتم يادست غم جهان مخور و پند من مبر از ياد ، که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي ، که بر من و تو در اختيار نگشادست مجو درستي عهد از جهان سست نهاد ، که اين عجوز عروس هزاردامادست نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل ، بنال بلبل بي دل که جاي فريادست
حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ
،
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
تعبیر:
آرزوهای دست نیافتنی و دور و دراز تو را دچار دردسر خواهد کرد. انسانی آزاد و رها باش و خود را از قید تعلقات دنیوی رها کن زیرا نعمت و شادی دنیا زودگذر است و همیشگی نیست. در زندگی میانه رو و قانع باش تا از آن لذت ببری.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 88
شنيده ام سخني خوش که پير کنعان گفت ، فراق يار نه آن مي کند که بتوان گفت حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر ، کنايتيست که از روزگار هجران گفت نشان يار سفرکرده از که پرسم باز ، که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل ، به ترک صحبت ياران خود چه آسان گفت من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب ، که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت غم کهن به مي سالخورده دفع کنيد ، که تخم خوشدلي اين است پير دهقان گفت گره به باد مزن گر چه بر مراد رود ، که اين سخن به مثل باد با سليمان گفت به مهلتي که سپهرت دهد ز راه مرو ، تو را که گفت که اين زال ترک دستان گفت مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل ، قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از انديشه تو آمد باز
،
من اين نگفته ام آن کس که گفت بهتان گفت
تعبیر:
عزیزی را از دست داده ای. هدف و آرزوی خود را گم کرده ای. بیهوده غمگین نباش و واقعیت ها را بپذیر و به آنچه داری رضایت بده و قانع باش. اسیر احساسات خود نباش که نتیجه ای ندارد.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 411
تاب بنفشه مي دهد طره مشک ساي تو ، پرده غنچه مي درد خنده دلگشاي تو اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز ، کز سر صدق مي کند شب همه شب دعاي تو من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان ، قال و مقال عالمي مي کشم از براي تو دولت عشق بين که چون از سر فقر و افتخار ، گوشه تاج سلطنت مي شکند گداي تو خرقه زهد و جام مي گر چه نه درخور همند ، اين همه نقش مي زنم از جهت رضاي تو شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر ، کاين سر پرهوس شود خاک در سراي تو شاهنشين چشم من تکيه گه خيال توست ، جاي دعاست شاه من بي تو مباد جاي تو
خوش چمنيست عارضت خاصه که در بهار حسن
،
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسراي تو
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 149
دلم جز مهر مه رويان طريقي بر نمي گيرد ، ز هر در مي دهم پندش وليکن در نمي گيرد خدا را اي نصيحتگو حديث ساغر و مي گو ، که نقشي در خيال ما از اين خوشتر نمي گيرد بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين ، که فکري در درون ما از اين بهتر نمي گيرد صراحي مي کشم پنهان و مردم دفتر انگارند ، عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمي گيرد من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزي ، که پير مي فروشانش به جامي بر نمي گيرد از آن رو هست ياران را صفاها با مي لعلش ، که غير از راستي نقشي در آن جوهر نمي گيرد سر و چشمي چنين دلکش تو گويي چشم از او بردوز ، برو کاين وعظ بي معني مرا در سر نمي گيرد نصيحتگوي رندان را که با حکم قضا جنگ است ، دلش بس تنگ مي بينم مگر ساغر نمي گيرد ميان گريه مي خندم که چون شمع اندر اين مجلس ، زبان آتشينم هست ليکن در نمي گيرد چه خوش صيد دلم کردي بنازم چشم مستت را ، که کس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است ، چه سود افسونگري اي دل که در دلبر نمي گيرد من آن آيينه را روزي به دست آرم سکندروار ، اگر مي گيرد اين آتش زماني ور نمي گيرد خدا را رحمي اي منعم که درويش سر کويت ، دري ديگر نمي داند رهي ديگر نمي گيرد
بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم
،
که سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي گيرد
تعبیر:
ریا و دروغ را رها کن تا اعتماد مردم را جلب کنی. صداقت و درستی را پیشه ی خود ساز تا بهتر به هدف خود دست یابی. دوستان و ناصحان خیراندیش را از خود نرنجان زیرا در هر کار به کمک فکری دیگران احتیاج پیدا می کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 402
نکته اي دلکش بگويم خال آن مه رو ببين ، عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشي وضع و هرجايي مباش ، گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست ، جان صد صاحب دل آن جا بسته يک مو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند ، اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد ، با هواداران ره رو حيله هندو ببين اين که من در جست و جوي او ز خود فارغ شدم ، کس نديده ست و نبيند مثلش از هر سو ببين حافظ ار در گوشه محراب مي نالد رواست ، اي نصيحتگو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اي فلک سر برمتاب
،
تيزي شمشير بنگر قوت بازو ببين
تعبیر:
به اهداف و افکار پراکنده ی خود سر و سامان بده و هر لحظه، تغییر عقیده نده. با دوستان مشورت کن تا بتوانی بهتر تصمیم بگیری. دو دل نباش. در هر کار اول فکر کن و جوانب کار را بسنج تا به مقصود و آرزوی خود برسی.